نگرش امروز – دموکراسی واژهای یونانی است به معنای حکومت مردم که با رأی اکثریت جامعه بوجود میآید. یک جامعه دموکراتیک بر اساس ارزش ها و افکاری پایه ریزی شده است که اولاً خواست های اکثریت را مورد توجه قرار دهد، ثانیاً اکثریت نتوانند اقلیت آن جامعه را تحت فشار قرار دهند. این ارزشها عبارتند از : آزادی، برابری و امنیت.
آزادی به معنای این است که ما خود بتوانیم تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم، مانند اینکه : چه بخوریم، چه بپوشیم، چه رشتهای برای تحصیل انتخاب کنیم، کجا زندگی کنیم، با چه کسی ازدواج کنیم و غیره.
برابری در جامعه دموکراتیک به آن معنا نیست که همه یکسان باشند، بلکه به این معناست، که همه افراد آن ارزش مساوی دارند، و در تمام طول عمر خود، بدون در نظر گرفتن ثروت، رنگ مو و پوست، زبان و دین، جنسیت و غیره، دارای مسئولیت و امکاناتی مساوی هستند. حال اگر گروهی بدون رعایت حق تساوی ارزشها برای دیگران تصمیم گیری کنند، آن گاه دیگر این دموکراسی از حمایت مردم دور مانده است.
امنیت هم شامل آزادی کلام « بدون توهین به دیگران »، آزادی ملاقات ها، آزادی حرکت و جنب و جوش ها و از همه مهمتر امنیت حریم خانه و خانواده قید و شرط اصلی برقراری شرایط دموکراتیک است.
آزادی بیان یکی از پایه های اصلی دموکراسی است، چنانکه فرد میتواند عقاید خود را بازگو کند. البته بدون توهین به دیگری. چون اگر قرار باشد که با وجود آزادی کلام همه به یکدیگر توهین کنند، آن گاه دیگر چنین جامعهای دموکراتیک نیست.
در دموکراسی برای یافتن راهحلها مردم همواره در حال بحث، گفتگو و داد و ستد نظرات خود با هم هستند تا بتوانند به یک تصمیم مشترک برسند. برای اینکه بتوانیم به این مقصود دست یابیم، ما به مؤسسات، انجمنها با اساس نامههای معتبری نیازمندیم.
یکی از پیش نیازهای لازم برای ایجاد دموکراسی آن است که، جامعه از سه «بخش، تشکیل شده باشد: دولت، زندگی شخصی و زندگی اجتماعی. هر چند این سه قسمت مکمل یکدیگرند، اما هر کدام مسایل مربوط به خود را دارند و مستقل از یکدیگرند.
دولت
در یک کشور دموکراتیک، دولت برای مسائل کلی تصمیم گیری میکند، یعنی اینکه چه چیزی قانونی و کدام غیرقانونی است و به این وسیله دولت امنیت کشور را تضمین میکند.
زندگی شخصی
یکی دیگر از شرایط اصلی تحقق دموکراسی، مواظبت و تضمین امنیت کامل حریم خانه و خانواده است، و تنها افرادی که قابل اعتماد خانواده و فامیل هستند، حق ورود به این حریم را دارند، بجز در مواقع استثنایی از قبیل حوادث و یا تخلفاتی که در این حریم اتفاق افتاده است.
زندگی اجتماعی
زندگی اجتماعی تمام آن چیزها و مکان هایی هستند که نه در چارچوب دولت میگنجد و نه به زندگی شخصی افراد مربوط هستند، مانند خیابانها، پارکها، میادین، سینما و تأتر، کلوبها، انجمن ها، مساجد و تمام مکانهای دیگری که بیرون از حریم زندگی شخصی است.
شخص با استفاده از حق آزادی خود میتواند در این امور اجتماعی حضور یابد و یا به علت مخالفت با برنامه های آنان، آنها را ترک کند، و یا سعی در بهتر کردن مرزها، اساسنامهها و قوانین مربوط به آنها داشته باشد.
در یک حکومت دموکراتیک، دولت از مذهب جداست، دین یک مسئله شخصی است، و دولت حق دخالت در زندگی شخصی مردم را ندارد. در واقع، شرط اصلی ایجاد یک جامعه دموکراتیک، جدایی دین از حکومت، و تضمین احترام و امنیت زندگی شخصی و زندگی اجتماعی است.
در قانون اساسی یک کشور دموکراتیک، معمولاً تمام قدرت ناشی از اراده مردم است. برای پیشگیری از هر نوع سیستم دیکتاتوری وجود سه قوه مقننه، مجریه و قضاییه الزامی است. البته این سه قوه باید کاملاً از هم جدا بوده، و مستقل باشند. وجود این سه قوه از شرایط اصلی دموکراسی هستند، اما صرف وجود آنها دلیلی بر دموکراتیک بودن یک جامعه محسوب نمیشود.
یکی از اصول مطرح جوامع دموکراتیک مخفی بودن رأی گیری است. به این ترتیب تا موقعی که خودتان نخواهید حتی خانواده، دوستان و کارفرمایان شما نمیتوانند از رأیتان باخبر بشوند.
یکی دیگر از شرایط اساسی برای تشکیل یک جامعه دموکراتیک و توسعه پایدار آن، ایجاد یک جامعه مبتنی بر حقوق مدنی است. در چنین جامعهای، همه در مقابل قانون یکسانند، قانون همگانی است و در دسترس عموم قرار دارد.
در جوامع دموکراتیک نه تنها هر فرد عادی جامعه باید به قوانین احترام بگذارد، بلکه نمایندگان مجلس و اعضای دولت که نمونه بارز سیاستمداران کلان کشور هستند، را نیز شامل میشود.
نمایندگان مجلس و وزرای دولت تا وقتی که در مسند شغلشان هستند، مشمول امنیت پارلمانی هستند، اما از شمول مواد قانونی مستثنی نیستند؛ بدین معنی که اگر خلافی مرتکب شوند، از پُست خود معزول گشته، و سپس موضوع به دادرسی موکول میشود. بدین جهت است که تمام دادگاهها و دادستانیها معمولاً بی طرف هستند.
مطبوعات آزاد
مطبوعات گاهی، رکن چهارم دموکراسی کشور خوانده میشوند، زیرا رسانههای عمومی، قوههای سهگانه یعنی دولت، مجلس و دادگاهها را زیر نظر دارند، تا در صورت تخلف، اخبار مربوط به آن را به اطلاع عموم برسانند.
بحث آزاد
در یک جامعه دموکراتیک، هر کسی میتواند در هر جایی با هر کسی مربوط به هرچیزی که دلخواه اوست، صحبت کند. در بحث آزاد، تمام ایدهها، قابل بحث، انتقاد و یا رد و قبول میباشند، حتی اگر این ایدهها مذهبی و مقدس باشند. البته نباید به باورهای کسی توهین کرد تا بدینوسیله مرزهایی برای محدود کردن خشونتها بوجود آید.
احزاب
چون گروههای مختلف مردم نیازها و دیدگاههای متفاوتی دارند، لذا در جوامع دموکراتیک افرادی که دیدگاهها و نیازهای مشترکی دارند به احزاب مورد علاقه خود می پیوندند، تا بدین ترتیب بتوانند جامعه را به سمت عقاید و ایدئولوژی خود هدایت کنند. مثلاً کارگران بیشتر خواهان سیستم سوسیالیسم، برابری اقتصادی، مشارکت و همبستگی و کنترل گسترده دولت برای تضمین تساوی حقوقی خود در جامعه بودهاند.
ثروتمندان که معمولاً خود صاحب کار بودند، از نظام سرمایه داری حمایت میکردند و خواهان آزادی شخصی، حق مالکیت و حق دخالت و کنترل در امورشان بودند.
کشاورزان نیز خواهان مالکیت زمین و فروش محصولات خود شدند، اما خواست آنان با ثروتمندان متفاوت بود. آن دسته از کشاورزان که فاقد زمین کشاورزی بودند، نیز به جنبش سوسیالیستی کارگران پیوستند.
با ظهور طبقه متوسط جدید که پس از جنگ جهانی دوم رخ داد، با تحصیلات نوین، امکانات و مشاغل مختلف، کامیابیهای تازه خواستار مشارکت بیشتر در مدیریت جامعه شدند و لذا در انجمنها وشوراهای شهر، استان و مجلس عضو گردیدند و یا احزاب مختلفی تشکیل دادند که در بعضی کشورها گاه به ۳۰ تا ۵۰ حزب میرسید ولی تنها تعداد محدودی از این احزاب در انتخابات به پیروزی میرسند.
همبستگی
دموکراسی در صورتی موفق خواهد بود که دولتمردان و مردم با هم همبستگی داشته باشند و خود را نیازمند به یکدیگر بدانند.
آگاهی
برای تحقق دموکراسی، مردم خود باید در جستجوی دانش نو، و بحثهای سیاسی و اجتماعی تازه میباشند، و این مستلزم آن است که همه مردم بتوانند بخوانند و بنویسند. اما باز هم این کافی نیست، زیرا برای اینکه بتوانیم درستی و یا اشتباهات اطلاعات بهدست آورده را ارزیابی و یا مورد انتقاد قرار دهیم، باید به تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، فرهنگ دیگران، روابط با جوامع دیگر، و بسیاری مسائل مختلف، آشنایی داشته باشیم.
در جوامع دموکراتیک، آموزش و پرورش فرصت کافی برای گفتگو و بحث، از مهد کودک تا دانشگاه را در اختیار تمام مردم گذاشته است. بدین جهت مدرسه، دبیرستان و دانشگاه نقش مهمی برای آشنا شدن جوانان با مسئله تصمیمگیری و گفتگو با یکدیگر را ایفا میکنند.
آشکار است که بنیاد هر کشور دموکراتیکی، ملت آن است که دموکراسی را پایهریزی میکند. یک ملت نا آگاه و بی تعهد، نمیتواند در پیشروی و حفظ پروسه دموکراسی نقشی داشته باشد. به همین دلیل نه تنها تعلیم و تربیت عمومی و سایر آموزشها ضروری است، بلکه، مردم باید در جلسات عمومی، بحثها و زندگی فرهنگی غنی، متنوع مانند بحث های مربوط به ادبیات، هنر، موسیقی و فیلم شرکت کنند.
در یک جامعه دموکراتیک باید روشهای سنتی و عادات نادرست را نقد کرد و به چالش کشید و راههای بهتری را برای زندگی یافت. اگرفرد نتواند از سنتها، عادات، حاکمان، مذهب، متون مقدس انتقاد کند، دموکراسی نمیتواند پابرجا بماند. برای اینکه دموکراسی ادامه یابد، همواره باید بتوان آزادانه سخن گفت و به تجربه کردن روشهای نوین زندگی پرداخت تا سرانجام به یک زندگی در خور شأن انسان دست یافت.